روزنه

دلم فریاد می خواهد،ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب...

روزنه

دلم فریاد می خواهد،ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب...

بعضی بوها آدمو میبره توی حس های خوب 

گاهی یاد دوران کودکی٫ گاهی یه آدم٫ گاهی یه خاطره 

الان یه دختری از کنار گذشتم سر تا پاش بوی آدامس خرسی میداد. وااااااااااااااا ی که این بو آدمو دیوونه می کنه. 

بوی یاس٫ بوی خاک بارون خورده٫ بوی خورشت قرمه سبزی٫ بوی عطر آدمایی که دوسشون داری و الان کنارت نیستن.... 

الان دیگه یادم نمیاد. 

شما چی شما٫ بویی هست که شما را یاد چیزای خوب بندازه؟!

نظرات 6 + ارسال نظر
دکتر خودم سه‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 10:58 ق.ظ http://porpot.blogsky.com

ببین نگو اون دختره بیشتر از ۶ سال داشته :))‌ (کدوم؟ بابا حافظه‌ت رو :دی همون دختره که بوی آدامس خرسی میداد دیگه).
بعد بوی خاک بارون خورده برا من استرس آوره، کلن نمیدونم چرا، تو بچه‌گیم هم همینطور بود.
بعد یه بو هست که نمیدونم درک میکنی یا نه، بویی که موقعی تب داری و مادرت بالا سرت برات سوره و قرآن میخونه، یه جوریه، بو نیست‌ها، چطوری بگم، بوی مادر که هر کی دیگه باشه اون بو نیست. حس نیستا، قشنگ بوِ.

بعد اون دختره اتفاقا ۲۰ سالو حتما داشت!!! باور کن .منم واسه همین تعجب کردم شاید بوی عطرش بوده!!!!!!
بعد بوی بارون کجاش استرس داره. بوی به این نازی:دی
بعداون بویی که میگی هم بوی مامانه که همیشه منحصر به فرد و دوست داشتنیه.همیشه...

دکتر خودم سه‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 07:32 ب.ظ http://porpot.blogsky.com

تازه استرسش شور هم هست :))

آخی یعنی در این حد؟!!!
البته اگه درست فهمیده باشم اون استرس نیستا! غمه!!!

آقاپسر چهارشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 12:25 ق.ظ http://www.aghapesar.ir

بوی یه چند شاخه گل نرگسی که خشک شده ...
شاید اونا بویی ندارن ولی ...

خوب باشی ...

گل نرگس...
مهم حسشه!!!
مثل اون بوی مادر که میثم میگه دیگه...

دکتر خودم چهارشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 10:54 ق.ظ http://porpot.blogsky.com

بعد خیلی بدجنسی بهار :))
دیدم که ای خدا این بهار چقدر شبیه من می نویسه، تازه داشتم همزاد پنداری میکردم باهات :))
بعد خیلی باحالی :دی

بعد خوب مگه چیه؟!
بعد خوب فکر کردم منم مثه تو بنویسم یه کم!!
بعد اگر ناراحت شدی ببخشید چون شوخی بود :دی

آقاپسر چهارشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 01:36 ب.ظ http://www.aghapesar.ir

می فهمم ... گلی که ۶ مال کنار اتاقت باشه دیگه بویی واسش نمیمونه ولی به قول خودت اون حسه ...

خوب باشی ...

مهم احساس توئه...

دکتر خودم چهارشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 08:59 ب.ظ http://porpot.blogsky.com

بعد طوریش نیست که، آخه خیلی هم قشنگه تازه، بعد تازه خیلی هم با مزه بود :))

بعد خوب چون ناز بود من گفتم دیگه :))

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد