روزنه

دلم فریاد می خواهد،ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب...

روزنه

دلم فریاد می خواهد،ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب...

۱۳۷

خوب  آره تو همیشه کار داری! 

بازم خوبه هنوز یادت هست چشم انتظار نذاری منو  و خبر بدی که نمی تونی بیای !

۱۳۶

شهامت تموم کردنش تا ندیدن چشمات توی همه وجودم فریاد می زنه...

خدایای کمکم کن...

۱۳۵

و من مضطرب و دل نگران به تو گفتم که پر از تشویشم 

چه شود آخر کار؟!!! 

 

و تو گفتی آرام- که خدا هست کریم 

 پاسخی نرم و لطیف 

که به من داد یک آرامش شیرین و عجیب

میگه توی بیمارستان داشتم فکر می کردم اگه دفعه دیگه بخواهم این کارو بکنم جایی از بدنم سالم نمونده که... 

۲۶ تا زخم!!!!!!!!!!!! 

آخه تو چیکار کردی با خودت ؟؟؟؟؟؟؟؟

۱۳۴

جهنم نیازی به آتش ندارد...

 

نبودن تو کافیست...