روزنه

دلم فریاد می خواهد،ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب...

روزنه

دلم فریاد می خواهد،ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب...

۱۰۸

سخته بود ولی بالاخره تصمیمو گرفتم از همون موقع دارم گریه می کنم 

نمیدونم چی در انتظارمه 

هیچی نیست که بتونه بغضمو تموم کنه

فقط مجبورم این جا گریه نکنم  

 

..........


+ یاد فرشته افتادم!!! 

 ـ فرشته کیه؟!!!!! 

+ خدا وقتی زن را آفرید فرشته گفت: ااااااا خدا این که گونه اش چیکه می کنه؟!!!! 

ـ (یعنی تابلوئه گریه کردم!!!)  

 

........ 


۱۰۷

فکر کن !!!! 

شیرینی خریدن و سکه برای تبریک به من !!! 

رییس ولخرج!!!  

 

 

 

فکر کنم فقط تو تبریک نمی گی

۱۰۵

مسخره است چند روز میگذره و من هنوز نمی تونم تصمیم بگیرم چی می خواهم؟!!!

۱۰۴

روز و شب  

تو کنج پیله  

نه عبور و نه رسیدن.. 

 

همه اش این تیکه از آهنگ سپیده توی ذهنم تکرار میشه...

۱۰۳

ـ اینا را وقتی با هم میریم بیرون بپوش!!!!  

+ مگه قراره بازم بریم بیرون؟!!!!